![]() |
![]() |
|
| زنده نگه داشتن یاد و افکار حاج محمد جعفر گله دارزاده |
|
به نام خدا یا حسین به یادش زندگی نامه حاج محمد جعفر گله دارزاده « حاج محمد جعفر گله دارزاده در بیست و نهمین روز از شهریور سال 1340 در خانواده ای مذهبی و محله ی امازاده بی بی زبیده خاتون دیده به جهان گشود و تحصیلات ابتدایی، راهنمایی و متوسطه را با نمرات عالی پشت سر گذاشت. شاید در آن موقع کمتر کسی حدس بزند که این نوجوان با آن جثه نهیف و چهره ی سبزه اش روزی به یکی از دوست داشتنی ترین شهروندان این شهر قدیمی و کهن تبدیل شود. محمدجعفر نوجوان تعلق خاطر ویژه ای به مباحث دینی و مذهبی داشت در نتیجه با وجود سن کم خیلی زود به جریانات اسلامی انقلابی شهرستان پیوست و با توجه به تاثیرگذاری شخصیت این نوجوان بر هم سن و سالهایش بزودی به محور فعالیتهای محله تبدیل شد. 17 ساله بود که انقلاب شد. در سال 1358 موفق به اخذ مدرک دیپلم از دبیرستان سلطانی سابق شد . محمد جعفر قصد ادامه تحصیل در رشته مورد علاقه اش یعنی علوم قرآنی و الهیات را داشت اما در سال 1359 با شروع جنگ تحمیلی از ادامه تحصیل منصرف شد و بلافاصله به خدمت مقدس سربازی رفت. دوران سربازی و دوران احتیاط را در ارتش سپری کرد با پایان یافتن خدمت برای مدتی به خانه بازگشت در همین فاصله به عنوان معلم تربیتی به استخدام اداره آموزش و پرورش شهرستان بهبهان در آمد . آقای گله دارزاده شاید یکی از جوانترین معلمهای دبیرستان شهید مطهری بود. معلمی شغل حاج محمدجعفر نبود بلکه اخلاق او بود ، با تمام علاقه ای که به تعلیم تربیت داشت و ارتباط صمیمانه و تنگاتنگی که با دانش آموزان برقرار کرده بود چندان طاقت نیاورد و دوباره به جبهه بازگشت تا در سال 1362 در منطقه چزابه در اثر انفجار مین از ناحیه پا به فیض جانبازی نائل شد. جراحات پای راست حاجی آنقدر زیاد بود که برای درمان مدتها بستری بود و تا همین چند وقت پیش ( قبل از مرگ ) هم از درد این جراحات کهنه گاه و بیگاه می نالید. دوست داشتم بیوگرافی حاج محمدجعفر به صورت یک روایت خطی و با یک سیر منطقی در زمان بر اساس تقدم و تأخر حوادث به پیش برود آنچنان که رسم چنین یادداشت هایی است اما نه من بیوگرافی نویسم و نه حاجی انسان چندان در زمانی بود. نگارنده معتقد است حاجی در عرض زمان زندگی می کرد به همین جهت عمر پر برکت چهل ساله اش به چهارصد و هفتاد سال می نمود. با اولین برخورد انگار هفتاد سال از عمر آشنایت می گذشت. در همان سالهای تعلیم و تربیت و جهاد پس از ترخیص از بیمارستان به خانه بازگشت . سال 63 ازدواج کرد که ثمره این ازدواج سه دختر است. حاجی به مدرسه بازگشت با شور و حال خاص که داشت دانش آموزان را دور هم جمع می کرد و گروه سرود تشکیل وی داد و سرودها را آهنگ سازی می کرد . با تجربه اندکی که از نوحه خوانی در جبهه و همنشینی با مداحان جنگ همچون حاج صادق آهنگران و ..... داشت سرودها را تنظیم می کرد صدای گرم و دلنشین او و استعداد انکار ناپذیرش به خواندن در کنار علاقه اش به اهلبیت انگیزه ای شد تا در امامزاده بی بی زبیده خاتون برای دسته زنجیرزنان نوحه خوانی کند ، هیچ گاه نوحه ای که خیلی زود ورد زبان اهل محله و بعدها تمام شهر شد را فراموش نمی کنم ( ای کبوتر بچه ام بال و پرت را کی شکسته؟) خیلی زود آوازه ی این مداح جوان به دیگر هیات ها رسید از حاجی دعوت شد تا در محله توحید مداحی کند و با وجود تفاوت فراوان در شیوه ی نوحه سرایی ونوحه خوانی برای دسته های زنجیرزنی و سینه زنی حاجی از پس کار برآمد و کم کم نوحه هایش زمزمه مردم شد. با وجود گذشت سالها نوحه ی ( ای مرا یاور عباس نام آور ) را همه به یاد دارند ، هیات های دیگر از این مداح اهلبیت دعوت بعمل آوردند . کار را به جایی رسد که مجبور بود شبهای دهه محرم بجز مسجد توحید در هیات های زیادی همچون کاروانسرا، امامزاده حیدر و امامزاده فضل و ... به نوحه هوانی بپردازد. با وجود صراحت لهجه و صدق گفتار از خصوصیات اخلاقی بود هیچوقت کسی گلایه ای از سنگینی این همه خواندن از او نشنید. بعضی وقتها آنقدر حنجره اش خسته می شد که بعد از خاتمه عزاداری کاملاً سکوت می کرد تا مبادا صدایش برای فرداشب آماده نشود. صدای گرم و ذوق سرشارش در انتخاب ریتم تنها دلیل موفقیت او در نوحه خوانی نبود بلکه در انتخاب شعر و درک درست این مداح از ادبیات نیز مزید بر علت بود . گو اینکه بعد از جنگ بعد از تحقق آرزوی دیرین تحصیلات عالی و تکمیلی خود را در رشته الهیات وگرایش علوم قرآنی به پایان رسانده بود خوب یادم هست وقتی کلمه عشق را میگفت شنونده با جان و دل عشق را می فهمید و مگر عاشق باشی تا این چنین از عشق حسین بگویی . در طول دوران خدمت در آموزش و پرورش در مدارس متعددی تدریس می کرد بارها و بارها لوح تقدیر معلم نمونه ، اموزگاز تلاشگر و ................ را دریافت کرد ، همچنین در جشنواره های زیادی به عنوان قاری ، خواننده ای سرود انقلابی و موذن برتر برگزیده شد. چند سال اخیر که حاجی از بازنشستگی سخن می گفت به خودم گفتم که این استعداد تعلیم چه میشود؟ تا اینکه وی با تشکیل کلاسهای نوحه خوانی قصد گام بلندی در عرصه مدیحه خوانی برای ابی عبدالله (ع) را در سر پروراند که دست تقدیر فرصت چندانی به او نداد و حاج محمد جعفر در غروب هفتمین روز از مرداد ماه سال هزار و سیصد و هشتاد و هفت خورشیدی مصادف با بیست و پنج رجب هزار و چهارصد و بیست و نه قمری سالروز شهادت موسی بن جعفر (ع) دار فانی را وداع گفت و شهری را در ماتم از دست دادن معلمی فرهیخته ، استاد اخلاق و مداح بزرگ فرو برد. پیکر مطهر این مداح بزرگ و معلم عزیز به عنوان نماد تفکر عاشورایی و زندگی با تفکر حسینی در جوار حرم آقا امامزاده حیدر به خاک سپرده شد. خاطره روز تشعیع این پیکر مطهر هیچ گاه از حافظه ی جمعی این شهر همیشه بیدار پاک نخواهد شد ، بی شک تا کنون در این شهر تاریخی چنین تجلیل و تقدیر مردمی از یک شهروند صورت نگرفته بود . یا به عبارتی می توان مراسم تشیع پیکر پاک حاج محمدجعفر گله دارزاده را با شکوهترین مراسم تشیع در تاریخ بهبهان به شمار آورد.» روحش شاد به نقل از روزنامه همدلی در تاریخ 12/5/87 روز شنبه
از کسانی که با انتقاد خود و همچنین در صحیح نوشتن جملات به ما کمک می کنند کمال تشکر را داریم.
و در آخر ما تشنه افکار زیبایت هستیم
شادی روح بلندش ذکر فاتحه و صلوات |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هشتم دی 1387ساعت 0:48 توسط ایمان |
|
|
به نام خدا به یادش با سلام می خواستم درباره حاجی امروز آپ بشم ولی متاسفانه نشد در آینده نزدیک زندگی نام حاجی را برایتان می نویسم
و فقط به یادش یک جمله که همیشه بر لب داشت می گویم بازیچه دست یار بودن عشق است در پنجه غم شکار بودن عشق است در محکمه ای که یار باشد قاضی محکوم طناب دار بودن عشق است
عشق است عشق است
در این وبلاگ سعی بر آنست تا نوحه های حاجی را نوشته و تفسیر آنان را بر عهده داشته باشیم ان شاالله در همین دهه محرم قصد چنین کاری را داریم
به یادش فاتحه |
|
+ نوشته شده در
جمعه ششم دی 1387ساعت 23:26 توسط ایمان |
|
|
به نام خدا به یادش با سلام قصد دارم تا در این وبلاگ نام ابر مرد آزاده شهر بهبهان و ذاکر مخلص امام حسین یعنی حاج محمد جعفر گله دارزاده را به صحنه نمایش بیاورم.
خواستم تا نظر شما را درباره چنین تصمیمی بدانم.
به امید آنکه افکار بلند و صدای زیبایش و حسینی که او به ما معرفی کرد تا ابد باقی بماند . ان شاالله شادی روح بلندش صلوات و فاتحه |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت 23:35 توسط ایمان |
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت 23:35 توسط ایمان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
این وبلاگ به یاد شادروان حاج محمدجعفر گله دارزاه ، بزرگمرد عاشورایی بهبهان و جانباز 8 سال دفاع مقدس است و کسی که حسین واقعی را شناخت و در راه او قدم برداشت و با صدای دلنشینش یاد حسین و افکار حسین را در ذهن ما تداعی کرد.
یادش گرامی و راهرش پر رهرو باد |
| نوشته های پیشین |
|
هفته دوم دی 1387 هفته اوّل دی 1387 هفته چهارم آذر 1387 |
| پیوندها |
|
شکواییه ایی از تاریخ برادران اراجنف |
|
RSS
|